تبليغاتX
زیست شناسی خوشاب - سبزوار
زیست شناسی خوشاب - سبزوار

علمی اموزشی

در این سایت مطالب مفیدی بصورت پاور پوينت وجود دارد كه مي تان در تدريس به خوبي از آنها استفاده كرد.

آدرس: دنياي تدريس 

نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 23:29 توسط نوری| |

نزدیک به ۵۰ سال پیش و دقیقا در سال ۱۹۵۹، پیتر کارلسون، بیوشیمیست آلمانی به همراه مارتین لوتچر، حشره‌شناس سوئیسی پایه‌گذار کلمه‌ای به نام «فرمون» شدند که به معنی هورمون‌های جابه‌جا شونده است.

 آنها این کلمه را چنین معرفی کردند: «فرمون ترکیبی شامل مولکول‌های پیچیده است که از برخی موجودات زنده ترشح می‌شود و دیگر موجودات همان‌گونه قادر به دریافت آن هستند. این مولکول‌ها سبب بروز عکس‌العمل‌های خاص، تغییرات رفتاری یا اصلاحات بیولوژیکی در خود موجود یا اطرافیان آن می‌شود. » ...
در همان سال آدلف بوتو ناندت، بیوشیمیست آلمانی و برنده جایزه نوبل شیمی در سال ۱۹۳۹ به دلیل فعالیت روی هورمون‌های جنسی، برای اولین بار موفق به نگهداری و تحلیل و تجزیه شیمیایی فرمون حیوانی شد. این فرمون که بومبیکول نام داشت، توسط کرم ابریشم ماده برای جذب جنس نر به خود ترشح می‌شد.

محقق نامبرده از ۵۰۰ هزار کرم ابریشم ماده استفاده کرد تا نهایتا توانست ۱۲ میلی‌گرم فرمون تهیه و روی آن تحقیق کند.
گرچه فتوگرافی شیمیایی فرمون به ۵۰ سال پیش بازمی‌گردد اما ایده زبان ترشحی که شامل ترکیبات شیمیایی نامریی است که برای رد و بدل کردن اطلاعات و ارتباط با هم در یک گونه حیوانی مورد استفاده قرار می‌گیرد، سابقه‌ای طولانی‌تر دارد.
ژان هنری فابر، حشره‌شناس فرانسوی در سال ۱۸۷۰ پس از مطالعه روی پروانه‌ها اعلام کرد پروانه‌ها بیش از آنکه ببینند، بو می‌کنند. او این موضوع را زمانی دریافت که بسیاری از پروانه‌های نر پروانه‌های ماده قابل مشاهده را نادیده می‌گرفتند و به سوی پروانه‌های پنهان شده در گل‌ها می‌رفتند.
داروین نیز در کتاب «روابط فرزندی انسان و انتخاب از روی جنس» به این موضوع اشاره می‌کند که ورای نشانه‌های دیدنی و شنیدنی، علایم شیمیایی بویایی می‌تواند به نرها و ماده‌ها این امکان را بدهد که به هم نزدیک یا از هم دور شوند.
امروز محققان موفق به شناسایی فرمون‌های بسیاری شده‌اند. باکتری‌ها، حیوانات، ماهی‌ها، پستانداران و حشرات همگی از خود فرمون‌هایی ترشح می‌کنند که این فرمون‌ها در برخی جانوران یکسان است. مثلا فرمون جنسی فیل آسیایی که مولکولی کوچک است، توسط ۱۴۰ گونه از پروانه‌ها نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد و حتی جالب است بدانید برخی از درختان که از سوی حیوانات مورد هجوم قرار می‌گیرند با ارسال سیگنال‌های شیمیایی به درختان اطراف از آنان می‌خواهند با ترشح مولکول‌های ناخوشایند حیوانات را دور کنند.

همان‌طور که می‌بینید فرمون‌ها تنها آوازهای عاشقانه نیستند. آنها می‌توانند هشداری برای فرار (در بین بیشه‌ها)، بی‌تحرک شدن (در خوک‌های ماده)، مکیدن شیر (در بچه خرگوش‌ها)، ساختن خانه (موریانه‌ها) و علایم راهنما گذاشتن (در مورچه‌ها) باشند.
فرمون‌ها می‌توانند از سوی موجودات هم‌گون از طریق پوست یا بینی حس شوند اما اکثرا فرارند. حشرات با شاخک‌هایشان و پستانداران با بینی و به وسیله ارگانی خاص موسوم به «ومرونزل» حس می‌شوند. محققان گمان می‌کنند این ارگان‌ در بدن انسان غیرفعال است و پیامی به مغز ارسال نمی‌کند. نکته مهم آن است که نباید فرمون‌ها را با بوی بدن اشتباه گرفت. بوی بدن در هر فردی متفاوت بوده و از ترکیبات گوناگونی ساخته شده است، در حالی که فرمون‌ها در گونه‌های یکسان مشابه است. محققان هم اکنون در حال پژوهش روی فرمون‌های انسانی‌اند. تاکنون هیچ نوع فرمونی در انسان شناسایی نشده است، گرچه برخی نشانه‌ها حاکی از وجود آنها هستند.

منبع : فیگارو

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 14:42 توسط نوری| |

زعفران گياهي است با نام علمي Sativus Crocus از خانواده  زنبق (lridaceae) .

اين گياه چند ساله ، داراي پياز كوچك ، تقريبا كروي ، و پوشيده شده از غشاي قهوه اي رنگ مي باشد. اين گياه ، بومي نواحي مختلف آسيا به ويژه جنوب غربي آسيا ، جنوب اروپا و جنوب اسپانيا است ، ولي در حال حاضر در نقاط ديگري از دنيا كشت و برداشت مي شود . ارتفاع قسمت هوايي و بيروني گياه حدود 10تا 30 سانتي متر بوده كه داراي ساقه و تعدادي برگ هاي باريك است . از وسط برگ ها ، ساقه توليد شده ، گل خارج مي شود و در ماه هاي مهر تا آذر گل ها به تعداد يك تا سه عدد بر روي هر ساقه ظاهر مي شوند .

گل ها به رنگ بنفش و داراي 6 گل برگ مي باشند . قسمت مورد استفاده ي گياه كه به نام زعفران در بازار تجارت موجود است انتهاي خامه و كلاله ي گل (مادگي ) مي باشد كه به رنگ قرمز متمايل به نارنجي است .

چون زعفران داراي مصارف متعدد بوده و جايگاه ويژه اي را در تغذيه دارد ، از اين رو اطلاعات مفيدي براي خوانندگان و مصرف كنندگان اين ماده ي با ارزش ارائه مي شود .

خواص درماني

زعفران در فارماكوپه ي اروپا (كتاب رسمي داروسازي) قيد شده و به شكل تنطوري با نام OpiiCrocata Tinctura وجود دارد .

هم چنين عصاره ي آن به صورت محصولي به نام Bitters Swedish توسط كارخانجات مختلف تهيه و جهت مصارف دارويي مختلف عرضه مي شود . بر حسب آزمايش هايي كه در اروپا انجام شده است ، زغفران خاصيت كاهش چربي و كلسترول خون و افزايش نفوذ اكسيژن در پلاسما را در موش آزمايشگاهي از خود نشان داده است .

در طب عوام نقاط مختلف جهان ، زعفران به عنوان آرام بخش ، ضد اسپاسم ، اشتها آور و مقوي معده استفاده مي شود . در كشور آلمان زعفران به عنوان آرام بخش ، درمان درد معده و شكم و آسم مصرف مي شود .

مصارف

زعفران به جهت طعم ، بو و رنگ زرد خاصي كه دارد به وفور در غذاها و به ويژه همراه با برنج ،. صنايع شريني سازي ، داروسازي و صنايع ديگر به مصرف مي رسد.

تركيبات

مهم ترين تركيبات موجود در زعفران شامل تركيبات زرد رنگ كه به خوبي در آب محلول اند (مشتقات كروستين ) ، تركيبات تلخ از جمله پيكروكروسين كه به ويژه مقوي معده مي باشند ، مواد معطر (اسانس ) كه مهم ترين تركيب آن سافرانال مي باشد كه گاهي تا 1درصد زعفران را تشكيل مي دهد ، روغن ثابت به ميزان حداكثر 10درصد ، رطوبت حدود 13ـ10 درصد و تركيبات معدني حدود 5درصد مي باشد .

اصلي ترين و مهم ترين تركيبات زعفران همان تركيبات زرد رنگ ، تلخ و معطر هستند كه اثرات درماني زعفران مربوط به آن ها است .

نگه داري  

زعفران بايد دور از نور و رطوبت باشد . بهتر است نگه داري زعفران در ظرف شيشه اي يا فلزي دربسته بوده كه در حرارت معتدل نگه داري شود .

با توجه به اين كه اسانس (مواد معطر ) زعفران قابل تبخير شدن است در صورت نگه داري نامناسب ، به مرور زمان اسانس آن تبخير شده و از اثرات دارويي و طعم و مزه ي آن كاسته مي شود و مرغوبيت آن از دست مي رود .

چون مواد معطر گياه يعني اسانس در حالت پودر شده ، بسيار سريع تر از پودر نشده ي آن تبخير مي شود ، بهتر است زعفران را تا موقع مصرف پودر نكنيم و يا در صورت پودر كردن درظرف در بسته نگه داري شود .

تقليات

چون زعفران بسيار گران قيمت مي باشد ، ممكن است گاهي همراه با تقليات باشد . مهم ترين تقلبي كه به عنوان زعفران صورت مي گيرد گل رنگ مي باشد كه شباهتي به زعفران دارد و مي تواند ايجاد رنگ زرد كند . زعفران به ويژه به صورت پودر ، با تقليات بيش تري مي تواند همراه باشد.

روش هاي مختلفي جهت تشخيص زعفران تقلبي وجود دارد كه دو روش ساده ي آن به شرح زير است :

روش اول ـ به چند ميلي گرم پودر زعفران ، دو يا سه قطره اسيد سولفوريك غليظ در يك شيشه ي ساعت اضافه مي كنيم . در اين صورت زعفران ابتدا به رنگ قرمز مايل به قهوه اي و پس از مدت كمي ، به رنگ قرمز مايل به بنفش مبدل مي شود .

اين آزمايش به طور كامل اختصاصي نبوده و مربوط به موادي است (مانند زعفران ) كه داراي تركيبات كاروتنوئيدي (موادي داراي رنگ هاي زرد و يا نارنجي ) مي باشند .

روش دوم ـ چند ميلي گرم پودر زعفران را در يك شيشه ي ساعت قرار داده و به آن يك قطره اسيد فسفوموليبديك / سولفوريك اضافه كرده و كمي مي ساييم .

پس از آن ، مخلوط را زير ميكروسكوپ قرار داده و با بزرگ نمايي 100ملاحظه مي كنيم . بعد از حداكثر يك دقيقه ، تكه هاي پودر به رنگ آبي مبدل گشته و اطراف تكه ها هاله اي از رنگ آبي احاطه مي شود .

سميت

مصرف زعفران به مقدار زياد سمي است و باعث استفراغ ، خون ريزي رحم ، اسهال خوني ، خون روي از بيني ، پلك ها و لب ها ، سرگيجه ، بي حالي ، زردي پوست وتحريكات شديد ماهيچه هاي صاف و حتي گاهي مرگ نيز مي شود .

با آزمايشاتي كه به عمل آمده ، مصرف حداكثر تا 5/1 گرم در روز براي يك فرد بالغ بلامانع است ولي بايد سعي كرد كه براي جلوگيري از عوارض و مشكلات بعدي ، كم تر از اين مقدار مصرف شود و از زياده روي در مصرف آن خودداري ورزيد

تحقيقات جديد

به طور اصولي تغييرات آب و هوا و شرايط جغرافيايي بر روي كميت و كيفيت مواد مؤثر گياهان كاملا تأثير گذار است و گياهاني كه در نقاط مختلف دنيا كشت و برداشت مي شوند ، ممكن است داراي مواد و در نتيجه اثرات مختلف و يا ارزش هاي درماني و يا مثلا سمي مختلف باشند .

يكي از مواد موجود در زعفران كه مقادير زياد آن باعث سميت مي شود ، ماده اي به نام Safranal است كه جزو مواد اصلي زعفران است و بدان اشاره شد .

با تحقيقات جديدي كه اينجانب و همكاران در دانشكده ي داروسازي تهران روي زعفران انجام داده ايم ، مشخص شد كه زعفران ايراني داراي درصد كم تري از Safranal نسبت به زعفران نقاط مختلف جهان است و اين مسئله يكي از بزرگ ترين مزيت ها و تفاوت هاي بين زعفران ايراني و غيرايراني است .

در حقيقت مي توان گفت كه سميت زعفران ايراني در مقادير زياد ، كم تر از انواع غيرايراني كه اين موضوع هنوز براي مجامع علمي و استفاده كنندگان در جهان گزارش نشده و تازگي دارد .

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 15:50 توسط نوری| |

امروزه مصرف انرژي در صنعت برق رو به افزايش است و اثرات مخربي بر روي سلامتي و ايمني انسان داشته است. تاثيرات ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي بر روي سلامت و بهداشت انسان از مضرات اين صنعت مي‌باشد. ما در زندگي روزمره در محيط كار و خانه و مدرسه در معرض ميدان الكتريكي و مغناطيسي هستيم. ميدانهاي مغناطيسي و الكتريكي به وسيله خطوط نيرو، سيمهاي الكتريكي و تجهيزات الكتريكي توليد مي شود و خطوط نامرئي نيرو هستند كه در اطراف هر وسيله وجود دارند و قدرت آن با افزايش ولتاژ افزايش مي‌يابد. ميدان الكترومغناطيسي از وسايل برقي مثل كامپيوتر شخصي، فر برقي، تلويزيون، يخچال و غيره و نيز خطوط انتقال نيروي برق با ولتاژ زياد حاصل مي شود. ميدان الكترومغناطيسي بر روي سيستمهاي عصبي و رشد و تكامل و ترميم سلولها اختلالاتي ايجاد مي‌كند و موجب پيدايش امراض ناشناخته مانند انواع سرطانها، طومورهاي مغزي و ناباروري در انسان مي‌شود همچنين افرادي كه به دفعات و به مدت طولاني در معرض چنين ميدانهايي قرار مي‌گيرند و نيز افراد شاغل در صنايع برق و تلفن، تعميركاران تلويزيون و جوشكاران آسيب پذيرتر مي‌باشندپس بايد با نصب دستگاههاي كنترل سرطانزايي در محيط كار و شناسايي منابع توليد الكترومغناطيسي، رعايت نكات ايمني در محيط كار و در صورت امكان استفاده از تجهيزاتي كه داراي حداقل ميزان انتشار امواج الكترومغناطيسي است محيطي مناسب براي كار و فعاليت ايجاد نماييم.
● مقدمه
امروزه توليد سرانه برق و روند رو به رشد آن يكي از شاخصهاي مهم نشان دهنده پيشرفت صنعتي، اقتصادي و افزايش رفاه كشور مي‌باشد.
با توجه به اهميت طرحهاي صنعتي در توسعه پايدار، صنعت برق نيز مشابه ديگر صنايع با توجه به افزايش شتاب توليد و مصرف انرژي برق در ۲۰ سال گذشته نقش به سزايي در آلودگي محيط زيست و سلامت و بهداشت انسان داشته است و بايستي اثرات نيروگاههاي حرارتي از نظر آلودگي آبي و گازي، جامد و آلودگيهاي صوتي و ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي ناشي از فعاليت نيروگاهها بر روي موجودات زنده به خصوص انسان مورد بررسي قرارگيرد.
درون تمام ارگانيزمهاي زنده، جريان الكتريكي و ميدانهاي الكتريكي با منشا داخلي وجود دارد كه در مكانيسمهاي پيچيده كنترل فيزيولوژيكي نظير اختلال در سيستمهاي عصبي، عضلاني، فعاليت ممبران سلولي و رشد وتكامل و ترميم بافتها نقش دارند. لذا لازم است ويژگيهاي مصنوعي آثار احتمالي آنها در سيستمهاي بيولوژيكي مورد بررسي قرار گيرند. ميدانهاي الكترومغناطيسي (EMF) ابتدا موجب سرگيجه، وزوز گوش، ضعف و خستگي و تار شدن ديد چشم و خواب آلودگي هنگام كار و همچنين پيدايش امراض ناشناخته، تغيير تركيبات خون، اختلال در سيستمهاي عصبي عضلاني، (نوروماسكولار)، دگرگوني ژنتيكي، بروز سرطانهايي چون لنفوم، لوسمي، طومورهاي مغزي، سرطان غدد بزاقي و اختلال در باروري در زنان و مردان مي‌شود.
ما در زندگي روزمره در محيط كار و خانه و مدرسه در معرض ميدان الكترومغناطيسي و الكتريكي هستيم و اين ميدان الكتريكي حاصل از توليد، انتقال و استفاده از الكتريسيته است. مطالعاتي در رابطه با سلامتي انسان در مورد كساني كه در معرض ميدان مغناطيسي و انواع سرطانها از نوع لوكمي و سرطان مغز صورت گرفته است.
تعدادي از محققان در مورد ارتباط قرار گرفتن در معرض ميدان مغناطيسي و سرطان ترديد دارند. زيرا تفسير آن از نظر بيولوژيكي مشكل است و نتايج تحقيقات متفاوت به نظر مي‌رسد و با هم هماهنگي ندارند. بسياري از محققان توافق بر اين دارند كه نياز به اطلاعات بيشتري در خصوص تاثيرات ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي بر سلامت انسان داريم.
هدف از اين مجموعه فراهم آوردن اطلاعاتي در مورد تاثيرات ميدانهاي الكترومغناطيسي در محيط كار و درك علمي نگرانيها و ترديدهايي است كه در اين مورد وجود دارد.
● ميدان الكترومغناطيسي
ميدان الكترومغناطيسي به وسيله خطوط نيرو، سيمهاي برق و تجهيزات الكتريكي توليد مي‌شود. تاكيد اين مجموعه در مورد ارتباط ميدان مغناطيسي با توليد و انتقال كاربرد نيروي الكتريكي است. ميدانهاي مغناطيسي خطوط نامرئي نيرو هستند كه در اطراف هر وسيله الكتريكي وجود دارند. ميدان الكتريكي با ولتاژ توليد مي‌شود و قدرت آن با افزايش ولتاژ افزايش مي‌يابد. واحد قدرت الكتريكي بر حسب متر بر ولت مي‌باشد.
ميدان مغناطيسي نتيجه شدت جريان در سيمها يا وسايل الكتريكي مي‌باشد و قدرت آن با افزايش ولتاژ افزايش مي‌يابد. ميدان مغناطيسي بر حسب گوس يا تسلا اندازه‌گيري مي‌شود. از طرف ديگر ميدان الكتريكي حتي وقتي كه تجهيزات الكتريكي خاموش مي شود برقرار است و مدت زيادي با منبع
جريان برق ارتباط خود را حفظ مي‌كند. ميدان الكتريكي با عبور كردن از موادي كه هادي الكتريسيته هستند كاهش مي‌يابد. به عبارت ديگر ميدانهاي مغناطيسي از بسياري مواد عبور مي‌كنند و بنابراين جلوگيري از عبور آن بسيار مشكل است. با وجود اين كه ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي در اطراف وسايل الكتريكي و خطوط نيرو وجود دارند. تحقيقات اخير بر روي پتانسيل اثرات ميدانهاي مغناطيسي بر سلامت انسان متمركز گرديده‌اند. با وجود اين كه بعضي مطالعات اپيدمولوژيك ارتباط افزايش خطر ابتلا به سرطان را با در معرض ميدان مغناطيسي قرار گرفتن گزارش نموده‌اند اما ارتباط مشابهي در مورد ميدانهاي الكتريكي گزارش نشده است.
توسعه سريع علم و تكنولوژي، موجودات زنده را تحت تابش طيف وسيعي از ميدانهاي الكترومغناطيسي قرار داده است. پيشرفت فناوري و صنعت برق انسانها را در تماس با ميدان الكترومغناطيسي حاصل از وسايل برقي از جمله كامپيوتر شخصي، فر برقي، تلويزيون، يخچال و ... نيز خطوط انتقال نيروي با ولتاژ زياد قرار داده است.
● اثرات ميدانهاي الكترومغناطيسي بر انسان
اپيدمولوژي، مطالعه بر روي احتمال شيوع بيماريها در جمعيتهاي انساني است و اينگونه تحقيقات غالبا عيني هستند تا تجربه‌اي و اين بدان معناست كه اينگونه يك اپيدميولوژيست نمي تواند تمامي فاكتورهايي را كه موجب بروز بيماري مي‌شود كنترل كند و يا در آزمايشگاه تحقيق كند اگرچه تحقيقات آزمايشگاهي در اطراف محيط انساني و حيواني كاملا در مورد انسان صدق نمي‌كند. اپيدميولوژيستها مي‌توانند عوامل به وجود آورنده سرطان را مشخص كنند كه شامل دود سيگار است و اين در حالي است كه در مورد ميدانهاي الكترومغناطيسي ارتباطي بين معاشرت و اپيدمولوژي وجود ندارد. بعضي دانشمندان كه در اين مورد مطالعه كرده‌اند ارتباط موجود بين ميدانهاي الكترومغناطيسي و سرطانهاي خاص را وقتي كه خطر كم باشد و يا اصلا نباشد مشكل تفسير مي‌كنند حتي اگر احتمال ابتلا به سرطان ناشي از ميدانهاي الكترومغناطيس بسيار اندك باشد بايد آن را جدي تلقي نمود. زيرا در ميان تعداد كثير افرادي كه در معرض ميدانهاي الكترومغناطيس هستند حتي يك احتمال ناچيز هم مي‌تواند باعث افزايش سرطان در سطح گسترده شود.
● ارتباط سرطان با مشاغل صنعت برق
از سال ۱۹۸۲ تعدادي از اپيدميولوژيستها مطالعات و آزمايشاتي در اين مورد انجام داده‌اند و گزارشي از بررسي بيماري لوكمي روي افراد كه در معرض ميدان الكترومغناطيس بوده‌اند با افرادي كه در مشاغل ديگر كار كرده‌اند ارائه داده‌اند. در ايالات متحده اين بيماري در بزرگسالان از هر ۱۰۰۰۰۰ نفر ۱۰مورد در سال مشاهده مي‌شود و اين مطالعات شامل افرادي مي‌شود كه مستقيما با وسايل الكترومغناطيسي سر و كار دارند مثل مهندسان برق و يا افراد شاغل در خطوط تلفن و تلويزيون و تعميرات راديويي، اپراتورهاي ايستگاه برق، الكتريسيته و جوشكار. مطالعات ديگر ارتباط بين شيوع سرطان مغز و يا مرگ و مير در مشاغل مشابه را نشان مي‌دهد. اين تحقيقات اولين بار توسط دكتر Samuel Milham در سال ۱۹۸۲ كامل شده است. همچنين مطالعاتي در مورد ارتباط سرطان سينه و قرار داشتن در معرض ميدان الكترومغناطيسي صورت گرفته است. سرطان سينه در مردان نادر است اما متاسفانه در زنان بسيار رايج است. در ايالات متحده سرطان سينه از هر ۱۰۰۰ نفر بيش از يك مورد در سال مشاهده شده است. در يك مركز تحقيقاتي دانشگاهي در كاروليناي شمالي ميزان مرگ زناني كه در معرض ميدانهاي الكترومغناطيسي قرار داشته‌اند در اثر ابتلا به سرطان سينه بيشتر از زناني بوده است كه در چنين مشاغلي كار نكرده‌اند. اما با توجه به اين كه عوامل ديگري مثل فاكتور سن در تولد اولين نوزاد و باروري و تاريخچه ارثي در ايجاد اين نوع سرطان مؤثر مي‌باشند، لذا باعث اختلال در اين تحقيق شده است و با در نظر گرفتن اين مشكلات و نداشتن اطلاعات كافي پي بردن به عامل اصلي ايجاد اين بيماري غير ممكن به نظر رسيد و مطالعات ديگري كه در ايالات متحده و كشورهاي ديگر انجام شده است نشان ميدهد كه حتي زناني كه در خانه كار مي كنند و در معرض ميدان الكترومغناطيسي بالايي قرار دارند با خطرپيشرفت سرطان سينه مواجه بوده‌اند.
● ساير امراض ناشي از ميدانهاي الكترومغناطيسي
بيماري آلزايمر (Alzheimer) نوعي بيماري است كه در افراد سن بالا بروز مي‌كند و باعث ضعف تمركز و اختلال در يادآوري خاطرات مي‌شود. مطالعه و تحقيقاتي كه در سال ۱۹۹۵ در فنلاند و كاليفرنيا انجام گرديده نشان مي دهد كارگراني كه بيشتر در معرض ميدان الكترومغناطيس قرار گرفته بودند بيشتر به اين بيماري مبتلا شده‌اند. طبق گزارش دكتر Stephanie London و همكاران در سال ۱۹۹۴ به اين نتيجه رسيده‌اند كه افراد شاغل در صنايع برق و تلفن نسبت به افراد شاغل در ديگر صنايع بيشتر در معرض ميدانهاي الكترومغناطيس قرار دارند.
● اثرات بيولوژيكي ميدانهاي الكترومغناطيس
اين مجموعه اطلاعاتي در مورد تاثيرات ميدانهاي الكترومغناطيسي بر روي حيوانات و تقسيم سلولي به ما مي‌دهد و تاثيرات بيولوژيكي شامل تغييراتي در اعمال سلولها و بافتها و تغييراتي در فعاليت مغز استخوان انسان و ضربان قلب مي‌شود. اين قبيل مطالعات بر روي حيوانات آزمايشگاهي و حيوانات اهلي و نيز انسان بررسي شده است. طول موج، مدت در معرض امواج بودن، فاصله نسج با موج در تكثير سلولي و جزئيات تكثير مورد بررسي قرار گرفته است و باعث اختلال در تكثير سلولي در مرحله DNA سازي و نيز باعث افزايش بروز نقص مادرزادي و اختلال باروري و موتاسيونهاي مختلف مي‌شود و اين اختلال با مدت مجاورت با ميدان الكترومغناطيسي و نوع موج متناسب بوده است.

منبع : مركز تحقيقات و فناوري اتوماسيون

نقل از هوپا

نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 19:43 توسط نوری| |

كه شادي را براي مردم آفريد

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 23:56 توسط نوری| |
قوطي هاي داروي گياهي در عطاري ها در ويترين و قفسه ها جاي مي گيرد. فراواني رويكرد مردم به مصرف داروهاي گياهي از سه دهه اخير، باعث احياي دوباره اين گونه طبابت هاي سنتي- تجربي شده و البته از يك سال پيش در كشور با تحولات علمي، تخصصي، جايگاه داروهاي گياهي نظامندتر شده است. تشكيل ستاد گياهان دارويي و طب ايراني، تاسيس دانشكده طب سنتي، ايجاد درمانگاه ها و مراكز تحقيقاتي و آموزش تخصصي گروهي از پزشكان و داروسازان، نمادي از تحول و نظام مندي نسبت به جايگاه طب سنتي ايران و درمان دارو گياهي است.
    بازار جهاني گياهان دارويي به لحاظ مبادلات داروهاي گياهي طي سال هاي اخير سير صعودي و پررونق مي پيمايد. كشورمان يكي از غني ترين كشورهاي دنيا در برخورداري از گياهان دارويي است. تاكنون 1400 گونه گياهي طبي شناخته شده اند اما از اين رقم فقط 220 گونه به صورت دارو در طب گياهي معين شده است در حالي كه حدود 8 هزار گونه گياه ديگر همچنان ناشناخته مانده است.
    با «دكتر عباس حاجي آخوندي» مشاور وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در امور طب سنتي و مكمل و صنايع گياهان دارويي، درباره نقش و جايگاه گياهان دارويي و طب سنتي در عرصه هاي درماني، غناي گياهان دارويي كشورمان، موقعيت نظارت بر شيوه كارسنتي- تجربي «عطاران» و لزوم آموزه و شناخت شان به دانش روز به گفت وگو نشستيم. وي ابتدا وضعيت كاربردي داروهاي گياهي و حجم مبادلات روبه افزون آن در اقتصاد جهاني را شرح مي دهد:
    «وضعيت مبادلات داروهاي گياهي در دنيا متداول و رو به پيشرفت است.
    همچنان كه در سال 1994 ميلادي صادرات و واردات اين گونه داروها به ارزش 12.5ميليارد دلار انجام شده كه اين رقم در سال 2000 به 30 ميليارد دلار افزايش يافته است. گفته مي شود حجم داد و ستد داروهاي گياهي در سال 2050 به 50ميليارد دلار خواهد رسيد. قابل توجه اين كه پرجمعيت ترين كشور دنيا؛ چين طي دو دهه اخير بزرگترين كشور صادركننده داروي گياهي در جهان است و مقام اول دارد. از سوي ديگر بيش از 80درصد سلامت مردم چين وابسته به طب سنتي- گياهي گزارش شده است. اصولاً بخش زيادي از مردم دنيا از داروهاي گياهي و طب سنتي و مكمل استفاده مي كنند و هر كشوري وابسته به سنن قديمي و متولي سلامت مردم به نام طب سنتي بوده و است. گياهان هم در مكاتب طب مختلف سنتي و مكمل و هم مكتب طب جديد كاربرد دارند. اصولاً در كنار هر طب سنتي يك سري طب مكمل وجود دارد و طب سنتي كشورهاي ديگر نيز در كشور ما مكمل ناميده مي شود.»
   
    ايران، متنوع ترين آب و هواي جهان
    در واكاوي موقعيت هاي ممتاز و بعضاً استثنايي كشورمان در زمينه گياهان دارويي مي توان گفت ايران در گروه كشورهاي دارنده گياهان دارويي يكي از غني ترين ها در جهان و به لحاظ تنوع وضعيت آب و هوايي داراي بيشترين تنوع در بين كشورهاي ديگر است. به حدي كه از مجموع 14 تنوع آب و هواي دنيا، سرزمين ايران برخوردار از 11تنوع آن است. شايان توجه است كه گران ترين گياه جهان يعني زعفران در ايران مي رويد.
    «دكتر حاجي آخوندي» مشاور وزير بهداشت در پاسخ به سؤالم درباره آمار گياهان دارويي كشور مي گويد: «1400گونه گياهي شناخته شده داريم كه اثرطبي دارند. از اين تعداد، فقط 220 گونه در قالب دارو در طب جديد تعيين شده است. اين داروها در داروخانه ها عرضه مي شود. در نظر داشته باشيم كه بين گياه دارويي و داروي گياهي تفاوت است. آن كه داروست به صورت داروي گياهي بر مبناي طب جديد ساخته شده است.» وي ادامه مي دهد: «در عطاري ها گياه دارويي فراورده شده عرضه مي شود.اما اين كه چه تعداد گياه داريم، ازنظر روييدني گياه، داراي حدود 8هزار گونه گياهي هستيم اما هنوز شناخته شده نيستند.»
    وي اشاره اي گذرا به درآمدزايي اين نعمت خدادادي دارد و مي گويد: «در زمينه گياه دارويي اگر بتوانيم در بازار جهاني مشترك و سهم داشته باشيم باعث ايجاد ثروت، اشتغال و توليد علم مي شود. درحال حاضر سهم كشورمان در اين بازار بسيار كم است. بايد ازنظر كمي و كيفي سهم خود را افزايش دهيم.»
   
    كاربرد فرآيندهاي گياهي در صنايع نظامي و دفاعي
    گياهان مصرف گسترده و متنوعي در كشور مي توانند داشته باشند. توليد ماده خام گياهان براي فرآورده هاي دارويي، بهداشتي، آرايشي، استفاده در سموم و محصولات تقويتي براي كشاورزي، حشره كش ها، مكمل هاي غذايي، تنقلات، نوشابه سازي، شيريني سازي و به عنوان شوينده هاي (طبيعي- گياهي) و حتي فرآورده هاي گياهي مي توانند در صنايع نظامي و دفاعي مورد استفاده قرار بگيرند. همچنان كه آمريكا در جنگ با ويتنام از گياهان (معروف به باران زرد) استفاده مي كرد.
   
    عوارض شيميايي داروهاي مدرن
    مشاور وزير بهداشت در امور طب سنتي، درباره عوارض شيميايي داروهاي صنعتي چنين مي گويد: «در قانون الهي هم همه چيز عوارض دارند. هر چيزي كه طبيعي باشد سلامت بخشي آن بيش از عارضه است. بهتر است بگوييم كه داروهاي گياهي دامنه سلامت بيشتري نسبت به داروهاي شيميايي دارند و عوارض و اثرات جانبي ناخواسته آن ها كمتر است. اما شيميايي، عوارض جانبي بيشتري دارد. از درختي به نام «سرخدار» داروي «تاكسول» شناخته شده و ضد سرطان به دست مي آيد ولي مانند همه داروهاي ضد سرطان، مصرف بي رويه آن ايجاد مسموميت سلولي مي كند. لذا بايد ميزان مصرف مناسب براي سلامتي را شناسايي و آن مقدار مصرف را هميشه رعايت كنيم.»
   
    لزوم آموزش عطاران
    در خصوص نظارت بر كاركرد عطاري ها و فروشندگان گياهان دارويي كه به صورت سنتي دستي در گياه درماني دارند از مشاور وزير بهداشت در صنايع گياهان دارويي، مي پرسم. وي با بيان اين كه در بازار بزرگ گياهان دارويي، عطاري ها بخش بزرگي در ايران وابسته به وزارت بازرگاني هستند، مي افزايد: «عطاري ها نيازمند يك دوره كارورزي و آموزش هستند كه سطح كاري شان را به لحاظ علمي و استانداردهاي مورد قبول بهداشتي بالاببرند.»
   
    34 كارخانه توليد گياهان دارويي
    در ايران تقريبا 34 كارخانه توليد گياهان دارويي فعال هستند، از اين تعداد 16 كارخانه فقط در بخش دارويي فعالند. بقيه هم داروي گياهي و هم داروي شيميايي توليد مي كنند.
    يك دكتر پژوهشگر امور داروهاي گياهي، احياي رويكرد مصرف گياهان دارويي پس از سال ها ركود و بي رونقي را از سه دهه پيش مي خواند: «طي 30 سال كار تحقيقاتي و با تاسيس داروخانه گياهي در تهران به زعم حتي نخستين داروخانه در خاورميانه-، طب داروي گياهي به جايگاه اصلي و واقعي خود رسيده است. فرق كلي داروخانه با عطاري هاي متداول در اين است كه عطاري ها داروي گياهي فله اي (بسته بندي پلاستيكي به اوزان مختلف) مي فروشند اما داروخانه گياهي دارو هاي تمام بسته بندي شده كلاسيك كارخانه اي و در شرايط بهداشتي با شماره گذاري معتبر عرضه مي كند. اين شيوه تغييراتي به رويكرد فراگير استفاده از داروهاي گياهي مي انجامد.»
    به باور وي داروهاي گياهي داروخانه اي بدون هيچ فعل و انفعال شيميايي هستند. تفاوت ديگر كار اين گروه داروخانه ها با عطاري ها در آن است كه آن ها براساس تجربه شان فعاليت مي كنند ليكن تشخيص داروخانه اي در ارائه داروي گياهي بر پايه پژوهشي است و سعي شده، دانستني هاي گياهان قديمي در قالب اطلاعات جديد ارائه شود.
    به نقل از نشریه درمانگر

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 23:40 توسط نوری| |
                                       

الان که اين يادداشت را مي‌خوانيد، در هر سني که هستيد نگاهي به پشت دست‌تان بيندازيد. حالا اگر به پشت دست بچه‌ها و سپس به دستان پدر و مادرتان نگاه کنيد، تفاوت‌هاي قابل ملاحظه‌اي در ساختار، رنگ و انعطاف‌پذيري پوست خواهيد ديد.
اجزاي سيستم ايمني پوست همواره سعي در برطرف کردن آسيب‌هاي محيطي موجود دارند. ولي وقتي سن ما بالا مي‌رود چون سيستم ايمني بدن دستخوش تغييرات طبيعي و روند پيري مي‌شود، به مرور کيفيت کار سيستم ايمني موجود در پوست کاهش مي‌يابد و پيري پوست رخ مي‌دهد. پيري پوست ناشي از دو پديده جداگانه است. اول، پيري دروني که تغييري کلي و به ظاهر اجتناب‌ناپذير است و فقط به افزايش سن نسبت داده مي‌شود و دومي، به پيري ناشي از نور معروف است و به تغييرات ناشي از تماس طولاني با آفتاب اطلاق مي‌شود. اين پديده پيري قابل پيشگيري است و مي‌توان با حفاظت از آفتاب، پيري ناشي از نور را بر پيري دروني اضافه نکرد. همان‌طور که مي‌دانيد، پوست ما از لايه‌هاي اپيدرم، درم و چربي تحت جلدي تشکيل شده و سلول‌هاي سيستم ايمني در دو طرف غشاي پايه‌اي که درم را از اپيدرم جدا مي‌کند، توزيع شده‌اند و فعاليت‌هاي هماهنگ شده آنها، اين امکان را به سيستم ايمني پوست مي‌دهد که پاسخي سريع و موثر عليه عوامل مهاجم ايجاد کنند. در واقع اين شبکه سلولي توانايي درک عوامل مختل‌کننده در پوست مانند ضربه، تشعشعات ماوراي بنفش و مواد شيميايي سمي و بيماري‌زا را دارد و سريع پيام‌هايي را به ديگر اجزاي سيستم ايمني مي‌فرستد تا آسيب را برطرف کنند. اپيدرم پوست علاوه بر سد فيزيکي بودن در برابر عوامل ياد شده، مانع از دست رفتن آب بدن مي‌شود و اسيدهاي چرب آزاد آن سد دفاعي اصلي پوست هستند.

ضعيف شدن اين سدهاي ايمني در واقع شرايط مساعد را براي عفونت‌هاي ناشي از ورود باکتري‌ها و سپس مشکلات ديگر فراهم مي‌کند. فعاليت ترشحي پوست کم مي‌شود، عروق در پيري شکننده و نفوذپذيرتر شده و همه اينها واقعيتي است که شما آن را نظاره مي‌کنيد
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 23:17 توسط نوری| |
ژن 120 ساله شدن

طول عمر انسان یک فنوتیپ پیچیده است که تحت تاثیر عوامل مختلف از جمله رژیم غذایی، فعالیت بدنی، شیوه‌های زندگی و شرایط محیطی قرار می‌گیرد. اگرچه عوامل غیرژنتیکی نقش مهمی در طول عمر انسان دارند اما محققان علم ژنتیک معتقدند که بیش از 50 درصد تفاوت طول عمر انسان‌ها به تفاوت‌های ژنتیکی آنها وابسته است و همیشه در تلاش برای کشف رازهای ژنتیکی فرایند پیری بوده اند.

ژنی که به تازگی به عنوان ژن طول عمر معرفی شده است FOXO3A نام دارد. این ژن عضوی از خانواده‌ی ژنی FOXO ( شامل 3 ژن FOXO1A ،FOXO3A و FOXO4 ) است که پروتئین حاصل از ترجمه آنها از دسته عوامل دخیل در رونویسی ژن‌ها هستند و به دلیل وجود یک دُمین با سر چنگکی در همه‌ی آنها، به این نام شناخته می‌شوند.

در بررسی که سال 2005  برای مطالعه‌ی ژن‌های دخیل در اُبیسم( چاقی مرضی) بر روی پلی‌مورفیسم این خانواده‌ی ژنی در جمعیت‌های کُره‌ای صورت گرفته شد 3 شکل  برای FOXO1A ، 7 شکل برای FOXO3A و 6 نوع برای FOXO4 گزارش شد.

پروتئین‌های خانواده‌ی FOXO به دنبال اتصال هورمون انسولین به گیرنده‌اش در غشای سلول، که سبب به راه افتادن واکنش‌های آبشاری فسفریلایون پروتئن‌های مختلف می‌شود، فسفریله شده، اجازه‌ی ورود به هسته را می‌یابند.

پروتئین‌های FOXO در هسته‌ی سلول سبب تنظیم رونویسی ژن‌های موثر در متابولیسم می‌شوند. همچنین در عملکرد عامل رهاسازی فاکتور‌های رشد دخالت می‌کنند. این پروتئین ظاهراً در تنظیم آپاپتوزیس از طریق دخالت در رونویسی ژن‌های P53 و Bim نقش دارد.

از این رو خانواده‌ی پروتئین‌های  FOXOدر بسیاری از عملکردهای سلول از جمله تمایز، تکثیر سلولی، متابولیسم، کنترل حیات و مرگ سلولی نقش دارد.

FOXO3A  از ژن‌های جذاب و مورد توجه در مطالعات ژنتیک پیری است. این ژن در انسان بر روی بازوی کوچک کرومزوم شماره‌ی 13 واقع شده است.

از سال 1990 که نقش FOXO3A در فرایند پیری کرم‌ها و مگس‌ها گزارش شد، بررسی نقش و تنوع آن در انسان مورد توجه ویژه‌ قرار گرفت.

سپتامبر سال گذشته یک تیم تحقیقاتی به سرپرستی Bradly J.Willox نتایج تحققات خود بر روی تنوع ژنتیکی مرد‌های آمریکایی ژاپنی الاصل  با میانگین سنی 95 سال را در مجله‌ی PNAS به چاپ رساندن. و این فرضیه را مطرح کردند که تنوع در ژن FOXO3A بر روی متوسط عمر انسان اثر مثبت دارد.

گروه تحقیقاتی «بررسی سلامت در دوران پیری» از مرکز تحقیقات زیست‌شناسی مولکولی بالینی دانشگاه کریستین-آلبرت آلمان با بررسی نمونه‌ی DNA گرفته‌ شده از 388 مرد صد ساله‌ی اروپایی و مقایسه‌ی آن با نمونه DNA حاصل از 731 مرد جوان، فرضیه وجود رابطه بین FOXO3A و طول عمر را تایید کردند. نتایج تحقیقات آنها هفته‌ی گذشته (2 فوریه) در نشریه‌ی دانشگاه کیل به چاپ رسیده است.

پرفسور Almut Nebel سرپرست این گروه تحقیقاتی در تائید رابطه‌ی بین FOXO3A و طول عمر، بیان می‌کند که برای رفع شبهات نتیجه، علاوه بر جمعیت آلمانی مورد بررسی، آزمایشات مشابهی در پاریس بر روی جمعیت‌‌های فرانسوی صورت گرفت. وی عنوان می‌کند مقایسه نتایج حاصل از مطالعه‌ی جمعیت فرانسوی تائید کننده‌ی یافته‌ها است.

کاشفان این ژن

ژنوتیپ‌های مختلفی از FOXO3A در بین جمعیت‌ها مشاهده می‌شود که سبب بروز فنوتیپ‌های متنوع می‌شود.

در بررسی توالی ژن FOXO3A یک جایگاه ویژه شناسایی شده است. در این مکان به طور عمده از بین 4 نوع باز موجود در DNA – آدنین(A)، گوانین(G)، سیتوزین(C)، تیمین(T) –  نوکلئوتید با باز T حضور فراوانتری دارد.

اما در مردهایی که میانگین سنی 95 سال داشتند (مطالعه‌ تیم دکتر ویلوکس) در جایگاه ویژه‌ی مذکور دارای باز G به جای T در یکی از آلل‌های ژن FOXO3A بوده‌اند.

همچنین محققان دریافته اند که افرادی که حامل ژنوتیپ هتروزیگوت G/T هستند ( یعنی در یکی از کرومزوم‌ها در جایگاه ویژه ژن FOXO3A دارای G هستند) دو برابر شانس دارند که 98 ساله شوند و مردهایی که دارای ژنوتیپ هموزیگوت G/G هستند ( یعنی در هر دو کرومزوم شماره‌ی 13 در جایگاه ویژه ژن FOXO3A دارای G هستند) سه برابر شانس دارند که یک قرن زندگی کنند.

در بررسی اخیر مشخص شده است که مردهای با طول عمر بالا، فنوتیپ‌های مرتبط به سلامت در دوران پیری، شامل کاهش خطر ابتلا به سرطان و بیماری‌های قلبی عروقی، سلامتی فیزیکی و عقلی و حفظ توانایی کنترل ارادی بدن در سنین بالا را نیز نشان می‌دهند.

به علاوه ویژگی جالب توجه‌ای که ژنوتیپ G سبب می‌شود، افزایش حساسیت سلول‌ها به انسولین است. که نشان دهنده‌ی اهمیت عملکرد انسولین در حفظ حیات سلول و فرد است.

بنابراین بیان اینکه ژن FOXO3A ، ژن طول عمر است صحیح نیست بلکه باید گفت FOXO3A تنظیم کننده‌ی اصلی دسته‌ای از ژن‌های موثر در طول عمر است و بسیاری از ژن‌ها در این امر دخیل هستند.

در صورت که علاقه مند به ژنتیک فرایند پیری باشید در آینده سعی خواهد شد ژن‌های موثر دیگری را نیز معرفی کنیم.

همانطور که گفته شد این بررسی بر روی مردهای یک قرنی انجام شده است و هنوز این سوال مطرح است که آیا نتایج در مورد زنان هم به همین صورت خواهد بود؟

نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 18:28 توسط نوری| |
سال 2008 در حالی به پایان رسیده است که در این سال طیف جالب توجهی از غیرعادی ترین یافته های علمی جامعه علمی دنیا را مجذوب خود کرده است.

به گزارش مهر، در سال 2008 که ساعات پایانی آن سپری می شود، کشف ارتباط جدید میان پرندگان و دایناسورها و فیلمبرداری از الکترون ها و مواردی نظیر آنها از مهمترین عجایب علمی معرفی شدند.

ارتباطی عجیب تر میان پرندگان و دایناسورها

دیرینه شناسان از مدتها پیش از این نکته آگاه بودند که پرندگان نزدیک ترین خویشاوندان دایناسورها به حساب می آیند اما چگونگی این ارتباط همواره جای پرسش داشته است.

در سال 2008 دانشمندان پرده از رازهای جالب توجه تری از این ارتباط برداشتند. در ماه نوامبر دانشمندان از کشف آشیانه فسیل شده دایناسوری خبر دادند که ثابت می کند دایناسورها آشیانه هایی مشابه آشیانه پرندگان تشکیل می داده اند. در این آشیانه ها دایناسورها بر روی تخمها می خوابیده اند.

همچنین کشف فسیل دایناسوری در ماه اکتبر که بقایای دمش دارای نشانه هایی از پر بوده است، بیش از پیش پرده از ابهامات موجود برداشت.

کشف حد و مرز حافظه

تاکنون باور عمومی بر این بوده است که افراد می توانند تنها هفت مورد را در حافظه کوتاه مدت خود نگاه دارند اما تحقیقات صورت گرفته در سال 2008 نشان دادند که حافظه کوتاه مدت تنها قابلیت به خاطرسپردن سه تا چهار مورد است.

محققان این پرو‍ژه از مدل ریاضی استفاده کردند که فرض را بر توانایی حافظه کوتاه مدت در به خاطر سپردن سه تا چهار مورد می گذارد. آنها در ادامه موفق به کشف این حقیقت شدند که با جزء به جزءتر کردن اعداد طولانی به سری های سه یا چهارتایی می توان قابلیت حداقلی مغز را افزایش داد.

شناسایی اجتماع ناشناخته ای از گوریلها

تا همین چند ماه پیش دانشمندان خود را برای انقراض نسل قطعی گوریلها آماده کرده بودند با این حال شناسایی خیره کننده جمعیت ناشناخته ای از گوریلها که شمار آنها تا 125 هزار مورد تخمین زده می شود موجب شادی و امیدواری دانشمندان شد.

تا پیش از این تصور می شد که شمار تقریبی گوریلها در سراسر دنیا تنها در حدود 5 هزار مورد باشد اما با کشف گوریلهای جدید در جمهوری کنگو امیدهای تازه ای نمایان شده است.

نخستین فیلمبرداری از الکترون

در سال 2008 و در اقدامی تاریخی دانشمندان موفق به نخستین فیلمبرداری از الکترون شدند.

دانشمندان با اعلام این فناوری تاریخی در فوریه سال 2008 اعلام کردند که با استفاده از فناوری نوینی توانستند پالسهای کوتاهی از نور لیزری شدید را برای روشن ساختن ذرات الکترون تولید کنند.

در این فیلم به خوبی دیده می شود که یک الکترون، اتم را پس از قرارگرفتن در معرض نور ماوراء بنفش ترک می کند.

قطب شمال آب می شود

قطب شمال آب می شود؛ خبر در عین حال که جذاب بوده است بیشتر موجب نگرانی و تشویش خاطر دانشمندان شده است.

در سپتامبر سال 2008 دانشمندان اعلام کردند که سطح یخ قطب شمال به دومین رکورد پایین خود از زمان بررسیهای ماهواره ای رسیده است.

محققان دانشگاه کلورادو در جریان بررسیهای خود دریافتند، فرآیند گرمایش زمین با سرعت قابل توجهی در جریان است و حتی می توان گفت که سریعتر از اقدامات بازدارنده دانشمندان زمین را قربانی می کند.
نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 17:13 توسط نوری| |
دكتر محمدرضا نورى دلوئى*
«من فكر مى كردم كه ژنتيك يك زيرمجموعه از علم پزشكى است، اما اكنون فكر مى كنم كه علم پزشكى يك زيرمجموعه از ژنتيك است.»
پروفسور F.Bieber استاد آسيب شناسى دانشگاه هاروارد.
•••
اهميت روزافزون دانش شيرين،  پند آموز و هيجان انگيز زيست شناسى به عنوان يك علم زيربنايى و به ويژه برخى از زمينه هاى نظرى،  كاربردى و توسعه اى آن مانند دانش و فن مهندسى ژنتيك و بيوتكنولوژى مولكولى در بهبود اقتصاد ملى، بهداشت، درمان،  سلامتى و رفاه جوامع بشرى بر صاحب نظران پوشيده نيست.170970.jpg
زيست شناسى و به ويژه ژنتيك _ به عنوان قلب تپنده علوم زيستى - سرگذشتى شيرين، جذاب و پندآموز دارد و تاريخ علوم زيستى در مسير تحول خود، از نقاط عطف متعدد عبور كرده است كه در اينجا بدون آنكه فرصت پرداختن به جزئيات آن باشد، اشاره اى گذرا خالى از فايده نيست.
تنها تا چند دهه پيش، عمده آگاهى هاى ما از ژنتيك به آزمون هاى آميزشى و تلاش براى يافتن جهش هاى متفاوت از برخى از صفات ژنتيكى محدود بود. به تدريج ساختار، عملكرد و چگونگى تغيير و جهش در كروموزوم ها و ژن ها تا حد زيادى آشكار شد. و انسان توانست ايده سنتز مصنوعى ژن و كروموزوم را به طور جدى مطرح كند.
ژنتيك موضوع پرسش هاى بسيار كليدى به ويژه سه پرسش زير است:
الف) چه چيز موروثى است؟ به بيان ديگر ماهيت فيزيكوشيميايى ماده وراثتى چيست؟
ب) ماده وراثتى چه مى كند؟ چگونه ماده وراثتى انتقال مى يابد و مكانيسم هاى موجب مداومت نسل ها كدامند؟
ج) ماده  وراثتى چگونه دستخوش تغيير (Change) يا جهش(Mutation) مى شود؟
صرفنظر از اينكه در ژنتيك روى چه موجودى كار مى شود، تلاش عمده آن است كه پيرامون سازمان، تشكيلات و همانند سازى، نحوه بيان و تغيير و تكامل زيستى ماده ژنتيكى اطلاعات درست به دست آيد. و از آنجا كه ژنتيك علمى تجربى است فراگرفتن نظرات و قوانين آن بدون توجه همه جانبه به مشاهدات و كاربرد آنها در طبيعت، ارزش چندانى ندارد.

دانش جارى انسان در مقايسه با دوران گريگور مندل كه حاصل تجربيات و مشاهدات ارزشمند خود را در سال ۱۸۶۶ ميلادى ارائه كرد، به طرزى حيرت آور تغيير، تحول و افزايش يافته است. هرچند كه هنوز هم بسيارى از دستاوردهاى ژنتيك را مرهون يافته هاى برجسته مندل مى دانيم، زيرا در واقع پايه هاى علم وراثت در شكل منسجم و علمى خود با آزمايش هاى دقيق مندل و نيز دستاوردهايى كه بعدها از رهگذر مطالعه روى موجوداتى مانند مگس سركه، موش، خوكچه هندى و خرگوش به دست آمد كاربردهاى قابل توجهى براى انسان دارد.
يافته هاى عالمانه و منطقى مندل كه با عنوان «تجاربى در دورگ سازى گياهى» انتشار يافت، به رغم آنكه در مجموع تا اوايل ۱۹۰۰ ناشناخته ماند اما بدون شك نخستين دوره حيات و تاريخ منسجم و پوياى علوم زيستى و به ويژه ژنتيك به حساب مى آيد.
با عنايت به خصلت پويايى و ابطال پذيرى يافته هاى علوم تجربى و معرفت هاى مختلف طبيعت، طبيعتاً، در تحولات حاصل شده در مسير زمان، يافته هاى علمى جديدتر توانسته اند پايه هاى بسيارى از تصورات و نظريات علمى گذشته را در سطح وسيعى باطل يا دگرگون كنند يا دست كم مورد ترديد قرار دهند.
تولد ژنتيك مولكولى در اوايل دهه۱۹۵۰با ارائه الگوى مارپيچ دورشته اى DNA توسط واتسون و كريك سرآغاز تحولى بسيار اساسى در زيست شناسى و ژنتيك شد(دومين دوره از حيات ژنتيك).
الگوى مارپيچ دو رشته اى DNA، از كارايى و اثرات بسيار قوى و فراگير علمى برخوردار است. زيرا خصوصيات ناشى از اين الگو به روشنى پاسخگوى مسائل فراوان و مهم وراثتى است. به طور مثال، فرآيند همانند سازى كه از ويژگى هاى اساسى و ضرورى ماده وراثتى و يكى از عملكرد هاى تعيين كننده در فرآيند انتقال صفات وراثتى به حساب مى آيد، الگوى مارپيچ دورشته اى DNA به نحوى مستدل انجام آن را توضيح داده و تبيين مى كند.
ظهور دانش و فن مهندسى ژنتيك در نيمه نخست دهه ،۱۹۷۰ كه سومين دوره يا سرفصل از حيات ژنتيك را شامل مى شود، رخدادى است كه در علوم تجربى و از جنبه هاى مختلف، مانندى ندارد. انقلاب هاى دوم و سوم در زيست شناسى در دهه هاى ۱۹۵۰ و ،۱۹۷۰ منشاء تغييرات و تحولات بسيار عميقى در اين قلمرو از دانش و عموم شئونات زندگى انسان شد.
تأكيد مى نمايد كه ژنتيك دانشى است كه به سرعت در حال گسترش است. دانش پيرامون ساختار، عملكرد و تغيير و جهش در ژن ها به طور شتابان و با رشدى شگفت آور- در تمام سطوح از مولكول ها تا جمعيت ها- به پيش مى رود. ژن هاى جديد در انسان، موش، مگس سركه، مخمر، گياهان، كرم ها و باكترى ها تقريباً به طور روزانه كشف مى شود. شمار كثيرى از بيمارى هاى ژنتيكى، هم اينك توسط تجزيه و تحليل هاى دقيق  شناسايى شده اند. اين يافته ها، روش هاى دقيق تشخيصى و پيش آگهى را در سطح وسيعى بهبود بخشيده است. و از جهت انجام مشاوره هاى صحيح و ارائه اطلاعات و راهنمايى هاى ارزشمند به مبتلايان و خانواده هاى آنها، نقش بسيار مهمى دارد. ژنوم، در موجودات متعددى به ويژه انسان، به طور عميق مطالعه شده و همچنان ادامه دارد. دستاوردهاى گرانسنگ طرح بين المللى (ژنوم) انسان به ويژه مورد تاكيد است اين دستاوردها آينده اى با آزمايش ها، روش هاى تشخيصى، پيشگيرى و درمان هاى جديد را نويد مى دهد.
همچنين ابداع روش هاى ژن درمانى با كاربردهاى گسترده از اهميت حياتى برخوردار است. ژن درمانى انتقال مواد ژنتيكى به درون سلول هاى يك موجود براى مقاصد درمانى است كه به روش هاى متفاوت و متنوع صورت مى گيرد. ژن درمانى البته امروزه روشى پرهزينه بوده و به فنون پيشرفته و تخصصى و مهارت هاى علمى و پزشكى بسيارى وابسته است و از اين رو، اينك استفاده از آن در سطح بالينى به مراكز پژوهشى و پزشكى معتبر جهانى محدود است اما مجموعه اى از شواهد وسيع بيانگر آن است كه به زودى در پزشكى مولكولى و در مورد طيف وسيعى از بيمارى ها (وسرطان ) به طور گسترده به كار خواهد رفت و بدون ترديد تحولى اساسى را در پزشكى سده حاضر نويد مى دهد و بر توانايى فوق العاده انسان در پيشگيرى و درمان هزاران بيمارى خطرناك ژنتيكى و سرطان كه در برابر درمان هاى رايج مقاومت نشان مى دهند، مهر تائيد خواهد گذاشت. براساس گزارش نشريه پزشكى ژن ( سال ۲۰۰۵) در خلال حدود ۱۵ سال كه از عمر ژن درمانى مى گذرد، از مجموعه ۱۰۶۵مورد ژن درمانى انجام گرفته در انسان در سطح جهان، ۶۷ درصد آن در آمريكا، ۲۸ درصد در اروپا، ۲ درصد در آسيا، ۶/۱ درصد در استراليا و حدود ۱/۰ درصد (يك مورد) در آفريقا صورت گرفته است. براساس همين گزارش، بيشترين ژن درمانى روى سرطان ها بوده است (۶۶درصد موارد)، پس از آن بيمارى هاى تك ژنى ۸/۸ درصد و ديگر بيمارى ها در رديف هاى بعدى قرار داشته اند.
دستاوردهاى خيره كننده در مكانيسم هاى مولكولى پيرى و امكان جدى افزايش عمر آدمى، پرده بردارى از بسيارى از رمز و رازهاى ژنوم ميتوكندريايى و مبارزه بنيادى با بيمارى هاى آن؛ درك به مراتب عميق تر مكانيسم هاى مولكولى تغيير(و يا جهش) در ماده وراثتى؛ و نيز مكانيسم هاى بسيار عميق، ظريف و پيچيده تنظيم عملكرد ژن ها، تنها نمونه هايى از انبوه دستاوردهاى ژنتيك مولكولى در سه دهه اخير است. كه ژنتيكى را وارد عموم شئونات زندگى انسان- از آزمايشگاه تا بالين، و نيز از آزمايشگاه تا آشپزخانه- كرده است.
پژوهش هاى ژنتيكى همچنين به سهم خود موجب شده است كه آدمى به جهان و دنياى پيرامون خود، بصيرت به مراتب بيشترى پيدا كرده و نگاهى نو بر خويش بيندازد. به ويژه كه _ از ويروس هاى DNA دار كه بگذريم _ تمام نشان ويژگى هاى فيزيكى ما و تمام موجودات زنده اى كه روى زمين زيست مى كنند تحت نفوذ و متأثر از DNA موجود در سلول يا سلول هاى آنها است.
تحقيقاً براى هيچكس _ حتى در دهه ۱۹۶۰- قابل پيش بينى نبود كه در اوايل دهه ۱۹۷۰ دانش و فنى به نام مهندسى ژنتيك ظهورى انقلابى يابد و با استفاده از آن بتوان در كمتر از سى سال به بسيارى از سئوال هاى بسيار مهم مربوط به سلول پاسخ داد و نيز بستر مناسب براى طرح صدها پرسش كليدى و نو را فراهم آورد.
چه شد كه زيست شناسى با اين سرعت تغيير و تحول پيدا كرد و نسبت به زيست شناسى سه دهه پيش دستخوش تفاوت هاى چشمگيرى شد؟ به نحوى كه بسيارى از دانشمندان برجسته و شاخص جهانى در ديگر رشته هاى علوم تجربى مانند مرحوم پروفسور عبدالسلام بر نقش بى بديل آن در نياز امروز و فردا تاكيد دارند و از جمله Columbias Hendrickson در چند دهه پيش مى نويسد: «همچنانكه سده بيستم سده فيزيك و شيمى بوده است، سده ۲۱ سده زيست شناسى و زيست شناسى مولكولى( ژنتيك) خواهد بود.»
نگارنده در حدود ۳۷ سال پيش كه دانشجوى زيست شناسى بود، به ياد دارد كه سلول به طور غير قابل ادراك و نامفهوم، و فوق العاده پيچيده به نظر مى آمد. مهمتر اينكه تصور مى شد كه نتوان راهى براى كشف رمزورازها و پيچيدگى آن يافت. اكثريت ده ها هزار مولكول پروتئينى مختلف موجود در سلول هاى موجودات پيشرفته،  از نظر مقدار آنچنان ناچيز بوده اند كه تشخيص ساختار آنها براى هميشه غيرممكن مى نمود! نوشتار كلى حاضر به نوبه خود، به روشنى نشان مى دهد كه _ درخلال سه دهه اخير- وضعيت كاملاً تغيير كرده است. و به طور نمونه، با استفاده از روش هاى كلون سازى ژن و قابليت بالاى دستكارى ژن هاى كلون شده جهت ايجاد فرآورده هاى ژنى، دستيابى به هر پروتئينى در درون سلول و در مقادير نامحدود، دور از دسترس نيست. به تعبير پروفسور بروس.ام آلبرتز استاد مركز پژوهشى سرطان آمريكا (و دانشگاه سانفرانسيسكو در كاليفرنيا) «امروزه چهره زيست شناسى مانند نخستين مهاجرانى است كه در سال ۱۸۴۹ براى رسيدن به طلا وارد سرزمين كاليفرنيا شدند و بدين سان امروزه درو كردن خوشه هاى ثروت توسط زيست شناسان كار ساده اى است.» به تحقيق مى توان گفت در ميان تمام علوم تجربى، امروزه پژوهش هاى پايه اى، كاربردى و توسعه اى روى مولكول DNA از عمق و وسعتى بى مانند برخوردار است.
ژنتيك كه براى ساليان طولانى به عنوان شاخه اى معمولى از درخت تنومند دانش زيست شناسى به حساب مى آمد، بيش از سه دهه است كه در صدر اخبار علمى و پژوهشى قرار گرفته است، و انقلاب ژنتيك به تمام شئونات زندگى آدمى راه يافته است و نتايج آن از آزمايشگاه ها به منازل وارد شده است. و به عنوان مثالى شاخص، دانش و فن مهندسى ژنتيك و بيوتكنولوژى مولكولى و توانايى پژوهشگران در دستكارى مولكول به طرزى حيرت آور دستاوردهايى را در ميدان هاى پزشكى، صنايع دارويى و غذايى،  كشاورزى و مانند آن ارائه كرده است و همه روزه صدها گزارش از آخرين تجربيات و يافته ها، روانه رسانه هاى جمعى و عمومى، جرايد و روزنامه ها نيز مى شود. هزاران پژوهشگر برجسته در اين قلمرو از علم و فن هر روز و گاهى در چند نوبت، با طرح اين پرسش كه هم اينك چه خبر؟ به جست وجوى يافتن پاسخ براى سلول هايى تلاش مى كنند، كه از ارزش هاى ملى و جهانى برخوردار است. دور ماندن از بستر چنين شرايطى، وكنار كشيدن يا كنار ماندن از اين قافله شتابان علمى موجب مى شود كه گردونه كشفيات كه با سرعتى شگفت آور اسرار نهفته در طبيعت و دنياى زيست شناسى را عريان مى كند، فرد را با اين مسائل بيگانه كند. كشفيات علمى در اين ميدان به طور بى سابقه اى در جريان است و فهم انسان را از مكانيسم هاى مولكولى پديده توارث بسيار قوت بخشيده است. براى مدت ها، تصور ما از ژن يعنى واحدهاى فعال وراثتى، تصورى موهوم و خيالى بود و كسى را ياراى تشخيص ماهيت واقعى آن نبود. اينك بيش از هر زمانى بازار دنياى DNA به طرز باشكوهى رونق گرفته است و امكان تفكيك و شناسايى ساختار دقيق شيميايى ژن هاى موجودات و تعيين هويت مولكولى آنها فراهم آمده است. نيز تفاوت هاى ساختار و عملكرد بسيارى از ژن ها معلوم شده است و رمز و راز مكانيسم هاى مولكولى جهش زايى و پيامدهاى آن از هميشه عريان تر شده است. ژن ها، در خلاء كار نمى كنند بلكه (در سطوح بسيارى) با محيط در جهت ايجاد فنوتيپ مربوط فعاليت مى كنند. در هر حال، واقعيت هاى جديد كه ذره ذره اما به طور مستمر آشكار مى شود، اغلب ديدگاه ها و بصيرت هاى ژرف ترى را در مورد طبيعت، عملكرد موجود زنده و به ويژه زيست شناسى مولكولى انسان ارائه مى كند.
دانش ژنتيك با نشان دادن اين موضوع كه اكثريت بسيار بالايى از موجودات روى زمين براساس ذخيره اطلاعاتى مشابه- به مركزيت مولكول DNA - كار مى كنند، انقلابى را در زيست شناسى ايجاد كرده است.
فرآيندهاى ذخيره اطلاعات، همانند سازى، نسخه بردارى و ترجمه به لحاظ پايه اى در تمام موجودات شباهت دارند. اين شباهت، ژنتيك مولكولى را به مثابه نيروى قدرتمند و وحدت بخشى در زيست شناسى در آورده است.
براى تأكيد بر عظمت تحولات حاصله در دانش زيست شناسى، به طور اعم و ژنتيك مولكولى و كاربرد هاى آن به طور اخص، اشاره به برخى از ديدگاه هاى مهم پروفسور جيمز واتسون (از استادان نگارنده) خالى از فايده نيست. مى دانيم كه واتسون همراه با مرحوم فرانسيس كريك الگوى مارپيچ دو رشته اى DNA را در سال ۱۹۵۳ كشف كرد. اين كشف عظيم برندگان جايزه نوبل، در واقع انقلابى بزرگ در علوم زيستى بود. واتسون در مقاله اى مى نويسد: «هنگامى كه كريك و من الگوى مارپيچ دو رشته اى مولكول DNA را كشف كرديم، مجموع پژوهشگرانى كه در سراسر جهان روى اين مولكول كار مى كردند از چند صد نفر تجاوز نمى كرد.» در حالى اينك اين تعداد، متجاوز از چند صد هزار نفر است. واتسون مى افزايد: «تا ظهور مهندسى ژنتيك در نيمه نخست دهه ،۱۹۷۰ هرگز شواهدى كه نشانگر اهميت كار و توسعه پژوهش روى مولكول زرين (DNA ) باشد،  وجود نداشت. اما تولد اين دانش و فن، همه چيز را عوض كرد، امروز پژوهش در قلمروهايى از حيات دنبال مى شود كه هيچكس پيش از آن در آن گام ننهاده است.» به كمك اين روش ها، و با جدى شدن پزشكى مولكولى نبرد عليه بيمارى هاى خطرناك ژنتيكى، سرطان و ايدز قوت گرفت و احتمال كاربرد دستكارى هاى ژنتيكى براى مقاصد پزشكى، صنعتى و كشاورزى به طور جدى مطرح شد. يورش به سوى طلاى بالقوه _ DNA - آغاز شد و در سال ۱۹۸۱ نخستين ژن سرطان زاى انسانى كلون شد. البته در سال ،۱۹۷۳ اولين ژن و چهارسال بعد نخستين ژن انسانى كلون شده بود. پيشرفت هاى بعدى به طرزى حيرت آور و با رشدى تصاعدى ادامه يافت و اينك نقش طلايى مولكول DNA بيش از هميشه چنان آشكار شده است كه چشم اندازى براى آن متصور نيست. با تولد مهندسى ژنتيك براى نخستين بار انسان توانست نوتركيبى هايى را رقم بزند كه در پيشينه تاريخ، كمترين سابقه را نداشت و انجام آن حتى در تصور هوشمند ترين دانشمندان نمى گنجيد. اينك ژنتيك در حوزه هاى مختلف اجتماعى مانند سياست، اقتصاد و فرهنگ نيز تأثير گذار است و استفاده درست از آن، در رونق اقتصادى، اشتغال مولد و خوداتكايى، نقش برجسته اى دارد. واتسون همچنين تاكيد مى كند: «در جهان امروز، هيچكدام از ما به عنوان دانشمندانى كه روى DNA كار مى كنيم، هرگز نمى توانيم در همه حوزه ها و حتى تعدادى از قلمروهاى آن آگاهى هاى روز را كسب كنيم، حجم مقاله هاى پژوهشى در مجلات بى شمار علمى جهان كه به طور فزاينده افزايش مى يابد به هيچ كس چنين امكانى را نمى دهد و اگر مى خواهيم در اين ميدان زنده بمانيم، حداكثر كارى كه مى توانيم بكنيم آن است كه با مطالعه و پژوهش مستمر و پويا- در زمينه بسيار باريك تخصصى خود - تلاش كنيم تا از جاده  كشفيات و دستاوردهاى پژوهشى خارج نشويم. كوچكترين غفلت و بى توجهى ما را از ادامه راه محروم مى كند و هرگز نمى توان حتى با تكيه بر يافته هاى چند سال پيش دانشمندان، به  آموزش و پژوهش به روز، و هدفدار پرداخت.» سرعت تحولات و دگرگونى ها بيش از حد تصور است و اگر به طور مستمر تلاش نكنيم، با زبان ژنتيك بيگانه خواهيم شد. چه، كسانى در اين مسابقه برنده مى شوند كه با نگرشى سيستمى آخرين يافته ها را دريافته و مورد استفاده بهينه قرار دهند. واتسون مى افزايد: «امروزه بيش از هر زمانى، پژوهش به فعاليت هاى جمعى، هماهنگ و منسجم پژوهشگران كاردان و روزآمد محتاج است. و اين تلاش هاى هدفدار گروهى است كه امكان مى دهد راه را به سلامتى طى كنيم. اگر ما از فرصت و موقعيت كنونى درست استفاده نكنيم و دانشى را كه مى توانيم امروز بنيان ننهيم، ديگر ملت ها اين خلاء را پر خواهند كرد.» به قول جان دان از عرفاى سده ۱۷«هيچكس جزيره نيست كه در خود تمام شده باشد، هر كس پاره اى از قاره اى است كه به سرزمين هاى ديگر پيوسته است.» واتسون در پايان مقاله خود تأكيد مى كند: «ما به عنوان دانشمندان اگر براى حفظ ملاك هاى خود به درستى و شايستگى مبارزه نكنيم، به احترامى كه همه بدان نياز داريم، دست نخواهيم يافت.»
*استاد گروه ژنتيك پزشكى دانشگاه علوم پزشكى تهران و موسس مركز ملى تحقيقات مهندسى ژنتيك و تكنولوژيستى

روزنامه شرق

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 8:55 توسط نوری| |